منهاج سراج

14

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

[ ( 1 ) ] دوم ( را ) برند نام [ ( 2 ) ] مدتى آن حوالى با وى نبود ، و آن كه بر طرف ديوكوتست او را مسلم شد ، و چون نوبت مملكت بسلطان رضيه رسيد ، طغان خان معارف بدرگاه اعلى فرستاد ، و به تشريف چتر و رايات لعل مشرف شد ، و اعزاز وافر يافت ، و از لكهنوتى به طرف بلاد ترهت برفت ، و اموال فاخر بدست آورد ، و چون ( تخت مملكت ) بسلطان معز الدين بهرامشاه رسيد ، طغان خان همچنان موقر بود ، ( و مدام ) به خدمت درگاه [ ( 3 ) ] خدمتهاء گرانمايه فرستادى ، چون عهد معزى منقرض گشت ، در اوايل عهد علايى او را كد خداى ( او ) بهاء الدين هلال سوريانى [ ( 4 ) ] بر ضبط بلاد او ده ( و كره ) و مانكپور و ديگر بلاد تحريض ميكرد [ ( 5 ) ] در شهور سنه اربعين و ستمائة ، كه اين داعى با اتباع و فرزندان ، از حضرت دهلى عزيمت لكهنوتى كرد ، چون به اوده وصول بود [ ( 6 ) ] طغان خان بولايت كره ( و مانكپور ) رسيده بود ، داعى از اوده به خدمت او پيوست ( و ) مدتى در ان حوالى با او [ ( 7 ) ] بود ، پس به طرف لكهنوتى مراجعت كرد ، داعى با او موافقت نمود ، و در شهور سنه احدى و اربعين و ستمائة ( راى جاجنگر ولايت لكهنوتى را زحمت دادن گرفت ، طغان خان در شوال سنه احدى و اربعين و ستمائة ) عزيمت ولايت جاجنگر [ ( 8 ) ] كرد ، داعى در دولت موافقت او بدان غزو رفت ، چون به كتاسين [ ( 9 ) ] [ رسيد ] كه سرحد جاجنگر [ ( 8 ) ] است ، روز سه‌شنبه ششم ماه ذى القعده سنه احدى و اربعين و ستمائة لشكر بر نشاند ، و جنگ پيش برد ، و مبارزان مسلمانان از دو خندق بگذشتند ، و كفار هنود روى بهزيمت نهادند [ ( 10 ) ] تا به حدى در نظر اين داعى بود ، كه از علفى كه پيش پيلان ايشان بود ، چيزى بر دست لشكر [ ( 11 ) ] اسلام افتاد ، فاما طغان خان را فرمان بود [ ( 12 ) ] كه پيلان را كسى زحمت ندهد ، بدين سبب آتش تيز جنگ بنشست ، چون جنگ تا نيمروز

--> [ ( 1 ) ] كما فى الاصل مط : لكونه يا قرار يك نسخهء خطى : لكورت ، راورتى : لكهنور [ ( 2 ) ] اصل : دوم برمل نام كه بر طرف ديوكوت است او را راورتى : برند ( برنده ) پهلوى به من كوت ، مط : مانند متن [ ( 3 ) ] مط : بارگاه ، [ ( 4 ) ] مط : سودافى ، راورتى در متن سوربانى و بحواله يك نسخهء خالى ، سيربانى [ ( 5 ) ] مط : مانكپور و انديشهء بالاتر تحريص كرد ، در مط و اصل تحريص است بصاد مهمله ، و بايد تحريض بضاد مقوطه باشد [ ( 6 ) ] مط : نمود [ ( 7 ) ] مط : حوالى نزديك اوده بود [ ( 8 ) ] اصل : جنگز راورتى و مط : جاجنگر [ ( 9 ) ] در برخى از نسخ مط : بكتاس بكتاسين است ، ولى قرار اصل و متن مط و راورتى كتاسين [ ( 10 ) ] مط : نهاده بودند [ ( 11 ) ] مط : بدست پيادگان لشكر [ ( 12 ) ] مط : بوده